محمد سعيد جانب اللهى
320
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
سال ادوم مىشد ( همان : 97 ) . كپلك « 1 » : در رى مرضى است كه از نيزار به گوسفند منتقل مىشود . گلوى گوسفند مبتلا ورم مىكند و گوسفند تلف مىشود ، درمانى براى آن نمىشناسند ( همانجا ) . در درهء لار مرضى است كه به جگر سياه مىزند ، علائم ظاهرى آن ورم گلو و سفت شدن دنبه است ، براى درمان بايد بيست و چهار ساعت به حيوان علوفه ندهند و صبح ناشتا يك قرص كپلك به حيوان بخورانند ( جانب اللهى ، 1380 : 23 ) . زردى : گوسفند نحيف و لاغر مىشود ، در رى براى درمان ، حيوان را با آب شستشو مىدهند و با جو يا كلش جو تغذيه مىكنند ( جانب اللهى و سليمى مؤيد ، 1374 : 97 ) . در درهء لار فصل شيوع آن خردادماه است ، صورت جوش مىزند ، پوست بهخصوص در جاهايى كه مو ندارد قرمزرنگ مىشود ، ادرار به رنگ خون است ، حيوان گوشهاى خود را به هم مىزند ، براى درمان از واكسن ويژهاى كه در زير پوست تزريق مىشود استفاده مىكنند ، اگر به موقع متوجه بروز آن شوند درمانپذير است ، اما اگر متوجه نشوند و حيوان را حركت بدهند از بين خواهد رفت ( جانب اللهى ، 1380 : 23 ) . رابطه خوراك و مرض در دامها بز مرضى به نام مايهتو « 2 » مىگيرد ، پستان حيوان ورم مىكند و گاه از بين مىرود . علت بروز اين مرض با نوع خوراك دام در رابطه است . يعنى اگر در زمستان به حيوان آرد ، سبوس ، پنبهدانه و نان خشك كه ( از لحاظ طبى ) گرم است بدهند و در بهار حيوان در يونجهزار به چرا برود به اين مرض مبتلا مىشود . ولى اگر به طور آزاد بچرد ( يعنى در آغل نماند ) يا خصيل جو بخورد كه خنك است و يا جاى خنك مثلا زير سايهء بيد بخوابد نه تنها مايه تو نمىگيرد ، بلكه از ابتلا به مرض زردى هم در امان است . در همين رابطه بعضى امراض به دام خاصى محدود مىشود . مثلا بز بيشتر از ميش به سل ( مرض جگر ) مبتلا مىشود در عوض بز به زردى و قانقاريا كمتر از ميش مبتلا مىشود ( همان : 40 ) . قوچگذارى زه و زاد : گوسفند دو نوع زايش دارد كه يكى را كرپهزا مىگويند و آن گوسفندى است كه فصل بهار در ييلاق مىزايد ، برخى گوسفندان دوبارهزا هستند يعنى يك زايش در اسفند دارند و
--> ( 1 ) . kapalak ( 2 ) . mayato